تبليغاتX
محمد اشجاری - پسران سادیست – دختران مازوخیست
پژوهشگری

پسران ساديست دختران مازوخیست !!!

 

 

جستاری درسوگیریهای نابارور جوانان درایران بر اساس نظریۀ اريك فروم

 

 

محمد اشجاری*

 

 سفينه‏اي را كه به فضا پرتاب مي‏شود تا به دور زمين بچرخد را در نظر بگيريد، تولد من و شما هم به آن مي‏ماند؛ ما سفينه‏اي هستيم كه در اين جهان پرتاب شده‏ايم، حال تا زماني كه سالم هستيم در جهت حقيقي‏مان در حركتيم، ولي متاسفانه ما از مدار خارج شده‏ايم؛ يعني، وقتي به درونمان نگاه مي‏كنيم هيچ چيزي نمي‏بينيم مگر ترس و وحشت.1

فروم معتقد است كه شرط بقاي انسان، داشتن احساس امنيت است و غفلت نمودن و ناديده گرفتن تواناييها و قواي طبيعي خود و جستجو و يافتن آن‏ها در بيرون از خويشتن خويش به شكل سوگيري نابارورانه تبلور كرده و به برقراري امنيت كاذب مي‏انجامد. در چنين شرايطي انسان از احساس عدم امنيت و ترس از تنهايي و رها شدن مي‏گريزد و ممكن است كه خود را در اشكال گوناگون نزديكي به ديگران وابسته سازد و يا از آنها بگريزد.2

 انسان با بخشي از ديگران شدن چه از طريق هضم شدن در آنها و چه برعکس، از خطر تنهايي مي‏گريزد. اولي را در اصطلاح باليني « آزارطلبي» يا مازوخيسم مي‏نامند كه گرايشي به سوي رهايي

 از خود و وابستگي به ديگران است.

 اين نوع وابستگي معمولا تحت عناوين قربان كردن، انجام وظيفه يا عشق مي‏تواند توصيف شود.

 بويژه زماني كه الگوهاي فرهنگي نيز اين قبيل توجيهات را تاييد كند.حالت ديگر وابستگي، هضم

 ديگران در خود است به شكلي كه فرد ديگران را زير سيطرة قدرت خويش كشيده وبدين وسيله از اضطراب خود در برابر آزادي مي‏گريزد.

 فروم اين نوع وابستگي را «آزاردهي» يا ساديسم مي‏نامد كه با احساساتي چون عشق، حمايت شديد، انتقام توجيه شده و ... همراه است.3

      حال اگر پس از اين مقدمه كنشها، رفتارها و روابط متقابل موجود در بين افراد جامعه امروز ايران خصوصا جوانان را مورد مشاهده قرار دهيم و اين كنش‏ها را كه در مراكز عمومي و خصوصي و خيابانها ، وحتي در دانشگاهها‏، رخ مي‏دهند با نظريات اريك فروم در مورد سوگيري نابارور، جامعه ناسالم و تاثيرات منش اجتماعي بر عشق و آزادي و منش فردي انسانها ، مورد همسنجي قرار دهيم ،در خواهيم يافت كه روحيات مازوخيستي و ساديستي منش اجتماعی ناسالم موجود در ایران برتعدادبسیار زیادی از جوانان این كشور غالب شده است.كه اين موضوع به يك مسئله مهم اجتماعي تبديل شده ونگران کننده است.

و اين بدان معنا است كه مردان به مردانگي خود، به معناي مورد نظر علم منش شناسي، اطمينان ندارند و ساديسم را جانشين آن مي‏كنند كه همان ديگر آزاري و استفاده از زور است. و در آن طرف نيز در زنان و دختران احساس زنانگي تضعيف يا منحرف شده است و مازوخيسم يا ميل به تصاحب شدن،جانشين آن شده است.4

در بسياري از موارد كسي كه داراي انحراف مازوخيسم است فقط مي‏خواهد ديگران با او چون كودكي رفتار كنند و سخن بگويند يا به راههاي مختلف به باد سرزنش و تحقيرش گيرند تا بدين وسيله خويشتن را «اخلاقا» ناتوان ببيند. در انحراف ناشي از ساديسم نيز آنچه موجب رضايت مي‏شود همين شيوه است،يعني جسما ديگران را آزار دادن و دست و پايشان را در بند و زنجير كردن يا لفظا يا عملا سبب تحقيرشان شدن.5

حال باید دیداين اتفاق در ايران به چه دلايلی رخ داده است؟بنظر فروم هرگاه در جامعه ای ، مال و جاه زور و زر، با هم متحد شدند و از اين طريق بر مردم حاكم شوند، مردم به ناگريز در مقابل اين ائتلاف احساس ضعف مي‏كنند و گهگاه دچار از خود بيگانگي مي‏شود و يا از سر تظاهر و يا از سر از خودبيگانگي به طرف قدرتها كشيده مي‏شوند و لذا جامعه به طرف «رباتيسم» و به طرف بردگي و بنده سالاري هر چه بيشتر پيش خواهد رفت. و انسان به ربات تبديل مي‏شود. وی معتقداست، درجوامع صنعتي امروزي تشخص انساني ومعناي انساني به مفهوم بيشتر داشتن (To have) ، است و نه بيشتر بودن(To be) ....6

در جامعه ايران نيز،رواج فرهنگ مصرفی،سلطه پول، آگاهی کاذب، هراس پایگاهی،گسست میان راهها واهداف وجانشین شدن اهداف وارزشهای مادی به جای ارزشهای انسانی، وبطور کلی استیلای قدرت وثروت تمرکز یافته در قالب منش اجتماعی موجود در آمده که بر منش فردی افراد جامعه ایران غالب گشته است.

در چنین جامعه ای دخترها به عروسك‏هايي تبديل شده‏اند كه به مد و آرايش‏ و زيورآلات و ... بیشتر داشتن ،گرايش پيدا كرده‏اند و پسرها نيز ارزش خود را در داشتن ماشين و خانه وموبایل ...میدانند . و به مترسك‏هايي بر سر كوچه‏ها يا در راهرو و پياده روها و ... مبدل گشته‏اند و بطور كلي و جداي از مساله‏هاي مازوخيسي و ساديستي انسانها در جامعه امروز ايران به ربات‏هابیشتر مي‏مانند که بي‏تفاوت از اين سو به آن سو بيهوده و بي‏ثمر مي‏گردند و در دام مصرف‏گرايي و سرمايه‏داري، خويشتن خويش را فراموش كرده و به انسانهايي مسخ شده و از خود بيگانه تبديل شده‏اند.

*دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی

 

1 تنهايي ، ح .1 «درآمدي بر مكاتب و نظريه‏هاي جامعه شناسي » مشهد: مرنديز، 1374؛ 634

 

2 همان ؛ 623

 

3 همان ؛ 624

 

4 فروم، اريك، «هنر عشق ورزيدن» ترجمه پوري سلطاني، تهران؛ مرواريد ، 1370؛ 53

 

5 فردم ، اريك، «گريز از آزادي» ترجمه عزت اله فولادوند، تهران: مرواريد، 1370؛ 160.

 

6 تنهايي ، ح . 1 . «درآمدي بر مكاتب ...» ؛ 629

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط محمد اشجاری  |