تبليغاتX
محمد اشجاری - مهم ترین اهداف جنبش فمنیستی
پژوهشگری

مهم ترین اهداف جنبش فمینیستی :

1- تلاش براى دريافت حقوق مساوى با مرد:

اولين اعتراضات جامعه زنان، به ويژه زنان كارگر، به صورت يک حركت و نهضت فرهنگى، درخواست كسب دستمزد مساوى با مردان بود. آنان يكدست شدن دستمزدهاى زن و مرد را به عنوان نماد برابرى دو جنس مى‏شناختند. حالت كلى بحث مربوط به حقوق اقتصادى زن در جامعه غرب، به ويژه با آن همه محدوديت‏هاى شديد اقتصادى و اجتماعى كه ريشه در دل تاريخ دارد، مى‏شود. اربابان كليسا در طى قرون متمادى، حق مالكيتى براى زنان قائل نبودند و پس از ازدواج زن، او را مطيع و خادم، و مرد را مالک و فرمانرواى او مى‏دانستند. فمينيست از اين نگاه، اعتراض و فريادى است به همه اين نابرابرى‏ها، به ويژه به بى‏عدالتى اقتصادى. تنگ‏نظرى‏هاى اقتصادى در مورد زنان چنان در فرهنگ غرب ريشه دار است كه حتى پس از اعتراضات وسيع زنان در سده‏هاى اخير، تا امروز ايده برابرى دستمزد زن و مرد هنوز به تحقق نرسيده است.

2- تلاش براى نفى تحقير زنان:

از گذشته‏هاى دور، زنان به دليل منع از تحصيل و آموزش كه از طرف كليسا اعمال مى‏شد، در معاملات اقتصادى و ارزش بندى‏هاى اجتماعى، موجودى فرودست محسوب مى‏شدند. در بسيارى از موارد، منشأ تضييع حقوقِ زنان، نوعِ نگرشى بود كه زن را جنس دوم مى‏دانست.

در آيين زردشت، زنى كه كودك مرده به دنيا مى‏آورد تا سه شبانه روز نمى‏بايست چيزى را لمس مى‏كرد و پس از آن، بايد خود را با ادرار گاو شست‏وشو مى‏داد و مقدارى از آن را مى‏خورد تا پاک شود.

در آيين يهود، پيكره حوّا را سرچشمه همه دردهاى بى‏درمان و اندوه‏هاى جانگداز بشريت معرفى مى‏كردند و اعتقاد داشتند زن نزد خدا، ذليل و در آفرينش، ناقص و در پاداش، زيانكار است. زن، مطيع محض شوهر بود. اختيار ازدواج با اولياى دختر بود و طلاق فقط روى ميل و هوس مرد صورت مى‏گرفت و اولاد اناث به فروش مى‏رفت.

در آيين مسيحيت، تنها مريم عليهاالسلام را انسان داراى روح جاويد مى‏دانستند و بقيه زنان را برزخ ميان انسان و حيوان محسوب مى‏كردند. كشيشان در مجمع دينى فرانسه، در سال 586 ميلادى، پس از بحث‏هاى زيادى كه درباره ماهيت زن نمودند، گفتند زن انسان است اما براى خدمت مردان آفريده شده است. زن از پدر و شوهر ارث نمى‏بُرد. زن فقط براى زاييدن و پرورش فرزند و اداره خانه مفيد بود.

در بيش‏تر نقاط آفريقا، ساختن عمارت، بافتن حصير، شخم زدن و آبيارى زمين از مشاغل زنان به شمار مى‏رفت. بيش‏تر فرزندان به صحبت‏هاى مادر اهميتى نمى‏دادند و براى كوچك‏ترين مسئله، مادر را تا حد مرگ كتك مى‏زدند. عجيب‏تر اين است كه زن، اين وضعيت را عادلانه مى‏دانست.

3- تاكيد بر عدم تقابل ميان زن و مرد:

از جمله اهداف فمينيسم، آن است كه اصل تقابل زن و مرد را از بين ببرد، يعنى تلاش دارد زن و مرد را به مثابه انسان واحد مورد مطالعه قرار دهد، نه به عنوان دو جنس متقابل.

نفى تقابل بين زن و مرد غير از ادعاى تساوى حقوق زن و مرد است. طرفداران نظريه عدم تقابل، معتقدند هر انسانى قابليت‏هاى «دو جنس» را دارد؛ يعنى ويژگى‏هاى مذكر و مونث در هر انسانى وجود دارد.

آنان معتقدند الگوهاى ارزشى و رفتارىِ متمايز ميان زن و مرد بايد متحول شود و انسانى بودن به جاى زن و مرد بودن هدف فرايند جامعه‏پذيرى قرار گيرد. به عبارتى، مى‏گويند زن و مرد با هم شباهت پيدا كنند.

4- تاكيد بر عدم برترى مرد بر زن:

از ديگر اهداف فمينيسم، اصل عدمِ برترى مرد بر زن است، اين نگرش آنان متأثر از ديدگاه‏هاى پست مدرن است كه معتقد است در هويت زنانه، چه از نظر زيستى و چه از نظر اجتماعى، قابليت مثبتى وجود دارد كه نقش مادرى، ظرفيت پرورش دهندگى و حس مسئوليت زنان را افزايش مى‏دهد. از اين رو آنان كليّتِ نظام خانواده را انكار نمى‏كنند؛ اما در عين حال، خواهان نقش مساوى زن و مرد در وظايف و مسئوليت‏هاى خانوادگى و اجتماعى هستند.

5- تلاش براى كسب برابرى حقوقى:

كژ انديشى و ديد ظالمانه كليسا و سياستمداران غرب سبب شد تضييع حقوق منطقى زنان و تثبيت محروميت‏هاى آنان، صورت قانونى بگيرد. اوج اين تبعيض‏ها در مسائل خانواده ـ از قبيل ازدواج، طلاق و نفقه ـ نمود بيش‏ترى داشت. به همين دليل، اعتراض تجمعات زنان به اين رويه معمول، سابقه‏اى طولانى دارد. از زمان ظهور سيمون دوبوار و طرح نظريه مساوات زن و مرد ـ كه در چارچوب مكتب فلسفى اگزسيتانسياليسم مطرح شد ـ تشريح علمى و فيزيولوژيك براى اثبات برابرى دو جنس به يارى طلبيده شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 تیر1386ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط محمد اشجاری  |